به در و دشت و دمن؟
یا به باغ و گل و گلزار و چمن؟
یا به یک خلوت و تنهایی امن
رمز دل جدید که رمز تنگ جدید است کجا باید رفت؟
پیرفرزانه من بانگ برآورد
که این حرف نکوست،
رمز دل جدید که رمز تنگ جدید است برو خانه دوست...
شانه اش جایگه گریه تو
سخنش راه گشا
بوسه اش مرهم زخم رمز دل جدید توست
عشق او چاره رمز دل جدیدرمز تنگ جدیدی توست..
دل که رمز تنگ جدید است برو خانه دوست..
خانه اش خانه توست...
باز گفتم
خانه دوست کجاست؟
گفت پیداش کن
آنجا پر از مهر و صفاست
صبح امروز کسی گفت به من:
تو چقدر تنهایی !
گفتمش در پاسخ:
تو چقدر حساسی ؛
تن من گر تنهاست،
دل من با دلهاست،
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم،
یادشان دردل من،
قلبشان منزل من...!
صافى آب مرا یاد تو انداخت، رفیق!
تو دلت سبز،
لبت سرخ،
چراغت روشن!
چرخ روزیت همیشه چرخان!
نفست داغ،
تنت گرم،
دعایت با من!
روزهایت پى هم خوش باشد.
"فریدون مشیری "
درست بشو نیست این حال و روز...ما را در سایت درست بشو نیست این حال و روز دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 101